menu close menu

انواع ترجمه

در انگلیسی سه نوع ترجمه وجود دارد که در ادامه به بررسی و ارائه مثال برای درک عمیق از انواع ترجمه پرداخته ایم.
ترجمه کلمه به کلمه:در ترجمه ی کلمه به کلمه واحد ترجمه کلمه است، به این معنا که در برابر هر کلمه ای که در متن زبان مبدا آمده است،یک کلمه ی معادل در زبان مقصد بکار گرفته می شود.
ترجمه تحت اللفظی:در ترجمه ی تحت اللفظی واحد ترجمه عبارت وجمله است،یعنی عبارات و جمله هایی که در متن زبان مبدا آمده است، با حفظ معنای تحت اللفظی تک تک کلماتی که در آنها وجود دارد،به عبارات و جمله های معادلی در زبان مقصد ترجمه می شود.
ترجمه ی مفهومی :در ترجمه ی مفهومی دیگر واحد ترجمه کلمه وجمله نیست،بلکه مفهوم کلی است.

نزديکترين معادل در ترجمه ي متن

صحيح ترين معادل در ترجمه ي متن

      او از ذات الريه رنج مي برد.

He suffers from pneumonia.

او مبتلا به ذات الريه است.

همه چيزي که مي توانستم ببينم کشتي شکسته اي بود که به گل نشسته بود.

All I could see was a wrecked ship stuck in mud.

فقط مي توانستم کشتي شکسته و به گل نشسته اي را ببينم.

به اندازه ي کافي بزرگ هست که به تنهايي سفر کند.

He is old enough to travel by himself.

آن قدر بزرگ شده است که تنها سفر کند.

علي و من بايد برويم.

Ali and I have to go.

من و علي بايد برويم.

من عادت داشتم مجله هاي فکاهي بخوانم و او عادت داشت عصباني بشود.

I used to read the comics and he used to get riled.

من مجله هاي فکاهي مي خواندم و او عصباني مي شد.

پس از سالها در هندوستان ،او بالاخره به لندن بازگشت.

After many years in India, he at last returned to London.

پس از سالها اقامت در هندستان، بالاخره به لندن بازگشت.

دو دختر با لباسهاي زرد دوقلو در ميان درگاه ظاهر شدند.

Two girls in twin yellow dress appeared at the doorway.

دو دختر با لباسهاي زرد يک شکل در ميان درگاه ظاهر شدند.

خواهرم ،خانم احمدي،بيست سال از من مسن تر بود.

My sister, Mrs. Ahmadi, was twenty years older than me.

خواهرم، خانم احمدي،بيست سال از من بزرگتر بود.

ممکن است آنچه را گفتم نفهمد؟

Is it possible that he misunderstood what I said?

ممکن است حرفم را درست نفهميده باشد؟

در اختراع لوکوموتيو وات و استفنسن مفهوم تازه اي از زمان را هم اختراع کردند.

In inventing the locomotive, Watt and Stephenson also invented a new sense of time.

وات و استفنسن،با اختراع لوکوموتيو،مفهوم تازه اي از زمان هم ابداع کردند.

من به عنوان يک خبرنگار کار مي کنم.

I work as a reporter.

من خبرنگار هستم.

در شانزده سالگي مدرسه را ترک کرد.

He left school at sixteen.

در شانزده سالگي دست از تحصيل کشيد.(ترک تحصيل کرد)

در طول راهرو قدم زد تا به اتاق خواب رسيد.

He walked along the corridor to the bedroom.

راهرو را طي کرد و به اتاق خواب رسيد.

معلم مدرسه ها را دوست دارم.

I like school teachers.

معلم ها را دوست دارم.

يک بار که اين قاعده را بفهميد،ديگر مشکلي نخواهيد داشت.

Once you understand this rule, you will have no further difficultly.

اگر اين قاعده را بفهميد،ديگر مشکلي نداريد.

صندليهاي حصيري در روي پله هاي هتل قرار گرفته بودند.

Wicker chairs were placed on the hotel steps.

روي پله هاي هتل صندليهاي حصيري گذاشته بودند.

02-12-15 | 0 comments | in آموزش گرامر, انواع ترجمه, دانشنامه

Leave a reply

فروشگاه آنلاین

خرید آسان و سریع محصولات خط سفید، ارسال در کوتاه ترین زمان




نمایندگی و مراکز فروش

کسب اطلاعات درباره نمایندگی ها و مراکز فروش در استان های مختلف کشور

صفحه هیئت علمی

همکاری در زمینه های: تالیف و ویراستاری کتب و محصولات آموزشی زبان های خارجی خط سفید




پادکست های آموزشی

دریافت فایل صوتی و متن پادکست

IJLAL

International Journal of Languageand Applied Linguistics - IJLAL




دانلود ویژه موبایل و تبلت

محصولات آموزش زبان انگلیسی برای موبایل و تبلت

CLOSE
CLOSE

Powered by themekiller.com anime4online.com animextoon.com apk4phone.com tengag.com moviekillers.com